تبلیغات
اس ام اس های سیاسی و سرکاری و ...
جمعه 3 مهر 1388

اس ام اس ترکی

   نوشته شده توسط: سیاوش راد    نوع مطلب :اس ام اس ترکی ،

به ترکه می گن:چرا ماشینتو از پلاک شروع می کنی به شستن؟می گه:والا یه بار از سقف شروع کردم به شستن رسیدم به پلاک دیدم ماشین خودم نیست
تهرانیه داشت واسه ترکه خالی می بست می گه من یه سگ دارم وقتی میاد خونه در می زنه ترکه می گه : چرا؟ مگه سگت كلید نداره ؟؟؟؟
به یه ترکه میگن از زنت راضی هستی/ میگه اره/میگن چرا/ میگه/ چون تو شستن ظرفها بهم کمک میکنه
به ترکه میگن شما پسرت رو بیشتر دوست داری یا چلو کباب رو؟ ترکه میگه : بابا تو رو به خدا ما رو سر دو راهی قرار ندین !!!!


♣♣ خبرنگاره میره جبهه جنگ گزارش تهیه كنه، یك تركه رو گیر میاره ازش میپرسه: برادر شما اینجا چیكار میكنین؟ تركه میگه: زرشك پاك میكنیم! خبرنگار میپرسه: پس تو كار آشپزخونهاید؟ تركه میگه: نه بابا! اینجا یك تابلوهایی زدن روش نوشتن: كربلا ما داریم میاییم، زیر این تابلوها ملت مینویسن زرشك! ما اونها رو پاك میكنیم!! خبرنگار میگه :كــــــات! آقا درست جواب بده! بابا پخش مستقیمه! دوباره میپرسه: شما اینجا امداد غیبی هم دارین؟! تركه میگه: بله، هر از چند وقتی یك توپی، خمپارهای میاد میافته توی سنگر، هفت هشت نفر غیب میشن! خبرنگار داد میزنه: كــــــــــــات! بابا این چه وضعشه! درست جواب بده. تركه میگه: آخه شما میپرسی، من هم جواب میدم دیگه! یارو میپرسه: برادر شما اینجا ایثار هم میكنین؟ تركه میگه: والله عیسی رو نه ولی یه موسی داریم همه میكنن!!!

♣♣ از تركه میپرسن: زنتو چقدر مهر كردی؟! میگه: والله مهر رویادم نمیاد ولی آبان و آذر زیاد كردم!!!


♣♣ تركه رفته بوده تهران دنبال نوهاش كه واسه تعطیلات ببردش تبریز. تو راه پسره اشاره میكنه به چندتا گوسفند، میگه: ببعی! ببعی! تركه برمیگرده بهش میگه: ببین اصغرجان! ما داریم میریم تبریز، اونجا همه مردن! تو هم دیگه بزرگ شدی، باید مثل مردای گنده حرف بزنی! اینا گوسفندند، گوسفند. یكم میگذره، پسره اشاره میكنه به یك قطار میگه: دودوچیچی! تركه باز میگه:اصغرجان! تو دیگه بزرگ شدی بابا! باید مثل آدم بزرگا حرف بزنی، این اسمش قطاره. بالاخره میرسن تبریز، سرشام تركه از نوهاش میپرسه: اصغرجان،


دیروز تو مهدكودك چیكار كردید؟ اصغر میگه: قصه گوش كردیم. تركه میپرسه: قصه چی؟ اصغر یاد نصیحت تركه میافته میگه: قصه روباه جاكش و كلاغ كسخل!
♣♣ ترکه ماه رمضون میره خونه دوستش می خوابه دوستش بهش میگه سحر صدات کنم؟؟ ترکه می گه نه همون غضنفر صدام کنی بهتره!!


♣♣ یه تركه گفتن: با وطنم جمله بساز. تركه گفت: دیروز رفتم حمام و تنم را شستم! به تركه گفتند: منظورمون ( ط ) دسته دار بود. تركه گفت: اتفاقا با تی دسته دار تنمو شستم
♣♣ مامانه به بچش میگه كه عزیزم و قتی خاله اومد قشنگ میری جلو سلام میكنی میبوسیش بچهه میزنه زیره گریه میگه نه مامان من خاله رو بوس نمیكنم! مامانه میگه ا چرا عزیزم؟ بچهه میگه آخه دیروز كه بابا میخواست بوسش كنه زد تو صورتش
♣♣ یه تركه میره مشهد. وقتی از دور كنبد حرم رو می بینه میگه یا امام رضا چرا با این همه طلایی كه داری هشتم شدی؟


♣♣ یه ترکه زنش سبزه بوده، سیزده به در از ماشین میندازتش بیرون
♣♣ یه ترکه می ره لامپ مهتابی بخره، داخل مغازه می شه ولی چون نمی دونست چی بگه، می گه: ببخشین حاج آقا، لطفا ۱ متر لامپ بدین

♣♣ ترکه دستشویی بوده موبایلش زنگ می زنه پسرش بوده می گه : بابا کجایی ؟ می گه یه جایی . پسره می گه: مامان گفت امروز غذا نداریم هرجا هستی نهارتم بخورو بیا !!!
♣♣ یه ترکه زنشو داشته کتک می زده چند نفر سر می رسند میگند بابا چرا می زنی این بیچاره رو می گه د نمی دونم اگه می دونستم که می کشتمش


♣♣ یه روز یه تركه از یه جوب بزرگ میپره شلوار و شورتش پاره میشه، یه كم فكر میكنه میگه: خدا رو شكر كه شورت پام بود وگرنه .....
♣♣ به تركه میگن اسمت چیه؟ میگه اسمم حمزه است ولی بچه ها به من میگن شیش كوچولو!!!!
♣♣ تركه داشته تو صحرا راه میرفته، یه دفعه میبینه كوه ریزش كرده رو ریل راه آهن و یه قطار هم داره میاد. لباسشو در میاره میزنه رو چوبدستی نفت فانوسشم میریزه روش و آتیش میزنه و میدوه طرف قطار. به قطار كه میرسه خودشو میندازه زیر قطار و حسابی آش و لاش میشه.
قطار كه وای میسته میپرسن چرا خودتو زیر قطار انداختی؟ تركه میگه: والا از بچگی ریزعلی و حسین فهمیده رو با هم اشتباه می گرفتم.



♣♣ ترکه می ره خونه خدا می زنه زیر گریه می گه: خدایا چرا مردی؟ حقش نبود تو بمیری یه لره می رسه بهش می گه: مرد حسابی مگه ترکی خدا که نمی میره خدا شهید می شه


♣♣ ترکه یه گونی پشگل می خره, تا درشو باز می کنه, یه لره از توش می پره بیرون.ترکه بهش می گه : تو دیگه کی هستی؟ لره می گه : من اشانتیونش هستم!
به ترکه میگن چی شد ترک شدی؟؟ ♣♣
میگه ایلده خر هار گازم گرفت!!
♣♣ ترکه ماه رمضون میره خونه دوستش می خوابه دوستش بهش میگه سحر صدات کنم؟؟ ترکه می گه نه همون غضنفر صدام کنی بهتره!!
♣♣ یه تركه گفتن: با وطنم جمله بساز. تركه گفت: دیروز رفتم حمام و تنم را شستم! به تركه گفتند: منظورمون ( ط ) دسته دار بود. تركه گفت: اتفاقا با تی دسته دار تنمو شستم

♣♣ یه ترکه زنش سبزه بوده، سیزده به در از ماشین میندازتش بیرون
♣♣ یه ترکه می ره لامپ مهتابی بخره، داخل مغازه می شه ولی چون نمی دونست چی بگه، می گه: ببخشین حاج آقا، لطفا ۱ متر لامپ بدین

♣♣ ترکه داشته تو خیابون قدم میزده ، یه الاغ می افته دنبالش . به الاغه میگه تو کی هستی افتادی دنبالم ؟
الاغه میگه : هاااااااا ! من وجدانت بیدم !
♣♣ تركه میره خواستگاری، دختره سبیل داشته، بهش میگه: چرا سبیل داری؟ دختره میزنه زیر گریه، تركه میخواد دلداری بده میگه: مرد كه گریه نمی‌كنه!!!


به ترکه میگن شما پسرت رو بیشتر دوست داری یا چلو کباب رو؟ ترکه میگه : بابا تو رو به خدا ما رو سر دو راهی قرار ندین !!!!


ترکه میره مکه برمیگرده بهش میگن چه خبر بود ؟ میگه : هیچی بابا بازم خدا خونه نبود همه تو حیاط ولو شده بودن !!!!!!!



ترکه از بچه اش میپرسه عزیزم چند سالته ؟ بچه میگه : ۱۵ سالمه! ترکه یکی محکم میزنه تو سر بچه اش میگه : خاک تو اون سرت کنم هم سن و سالهای تو الان بیست سالشونه !!!!
ترکه چایی شیرین درست میکنه میبینه خیلی شیرین شده میگه چه کار کنم میگیره چهار دور برعکس دور میده !!!!!
ترکه میره کتاب فروشی میگه : آقا کتاب « ترک دانا » دارید ؟ طرف یه کم فکر میکنه میگه : نه آقا ما کتاب تخیلی نداریم !!!!!!!!!!



ترکه سرشو با شامپو ولی بدون آب میشسته بهش میگن چرا آب نمی ریزی؟ میگه : آخه روش نوشته مخصوص موهای خشک!!!
ترکه از یه نفر میپرسه آقا قبله کدوم طرفه ؟ یارو میگه از این طرف . ترکه میگه :یعنی هنوز باید خیلی برم ؟!
ترکه دکتر میشه بعد واسه مریضش دو تا قرص مینویسه و میگه : یکیشو یه ربع قبل از خواب بخور یکی دیگشو قبل از اینکه بیدار بشی بخور !!!!!!

بعد از زلزله بم یه ترکه رو از زیر آوار در میارن . ترکه دستش موبایل بوده میگه ویبراتو رو حال اومدید !؟!؟!؟!؟!؟!

ترکه از یه نفر می پرسه : آقا ساعت چنده ؟ طرف میگه ساعت ۵ . ترکه میگه ای بابا از صبح تا حالا هر کسی یه چیزی میگه !!
ترکه نماز قضاهاش زیاد میشه یه کاربن میذاره زیر جانمازش !!!!!!

به ترکه میگن این همه واسه شما جوک میسازن ناراحت نمیشی ؟ میگه ای بابا اینا واسه شما جوکه واسه ما خاطره س . !!!!!!!!!


یک دختر ترک عروسی میکنه همون شب اول فرار می کنه . باباش می پرسه چیه چرا فرار کردی؟ میگه بابا عروسی فیلم و نقشه بود . میخواست با من کارهای غیربهداشتی بکنه!!!!!!!!!!
به ترکه یه ماشین می دن که فرمونش سمت راست بوده بعد یه مدت ازش می پرسن چطوره؟ میگه خوبه ، فقط هر وقت تف می کنم میفته روی زنم
استاد کلاس تشریح پزشکی روی تخته عکس دستگاه تناسلی خانمها رو می‌کشیده که درس بده، یه دفعه ترکه میزنه زیر خنده! استاد میگه: تا حالا کس ندیدی؟ ترکه میگه: چرا دیدم، ولی کس کش با تحصیلات عالیه ندیدم
ترکه کولر خونش خراب میشه به زنش میگه:من صد دفعه نگفتم 5نفری جلو کولر نشینین؟


لره میره حج سروصورتش خونی میشه بهش میگن چه اتفاقی افتاده میگه پدر سوخته ها خیلی سنگ میزدن اما آخر تو نستم ببوسمش


ترکه با مسیحیه دعواش میشه مسیحیه میگه سلیب تو کونت ترکه میگه نماز تو کونت مسیحیه میگه نماز چیه ترکه میگه ستون دین!



ترکه می خواسته زیر دریایی آمریکایی ها رو غرق کنه در می زنه و فرار می کنه!!!
تركه میره امام زاده میبینه یه دختره میگه خدایا یه شوهر خوب به من بده! تركه خودشو میندازه بغل دختره میگه خدایا هول نه


به ترکه میگن با دندون و بند کرست و عشق جمله بساز میگه چون به دندان بندکرست باز شد یا علی گفتیم و عشق آغاز شد
ترکه رو میگیرن میگن پدر سوخته چرا پشت ماشینت نوشتی امام با سالاد ! میگه مگه چیه؟از شما بهتره که مینویسین خدا با ماست


ترکه با دوست دخترش تو ماشین بودن می بینه جلوتر ایست بازرسیه به دوست دخترش می گه تو پیاده شو بعد از ایست بازرسی بگو مستقیم تجریش که من دوباره سوارت کنم ......بعد از ایست بازرسی دختره یادش می ره بگه تجریش می گه ونک . ترکه می گه شرمنده مسیرم نمی خوره
تركه 2000 تومنی پیدا می كنه میگه ما از این شانسا نداریم پارش میکنه میندازه!!!
ترکه دیش ماهوارشو می ذاره رو پشت بوم روش مینویسه کولر!!.


ترکه با خودکار می ره حموم می گن چرا؟ می گه هرجارو که می شورم علامت می زنم..


ترکه واسه رفیقاس خالی می بنده می گه: من هر دو هفته یک بار می رم ژاپن . رفیقاش می گن اگه راست می گی اسم یکی از خیابوناش رو بگو؟ ترکه یه خورده فکر می کنه بعد می گه: اهان خیآبون شهید بروسلی




ترکه فیلم جنگی می بینه .اخر فیلم که تموم می شه جو می گیردش سینه خیز می ره تلویزیون رو خاموش می کنه




به یه ترکه میگن گوز چه شكلیه ؟ میگه حلقه ای. میگن چرا ؟ میگه چون هر وقت زنم می گوزه می اندازه گردن من
ترکه دم یه گربه رو گرفته بوده و می کشیده.بهش میگن گناه داره چرا دم گربه رو می کشی؟ میگه بابا من فقط دمش رو گرفتم...خودش می کشه


جمعه 3 مهر 1388

اس ام اس احمدی نژادی

   نوشته شده توسط: سیاوش راد    نوع مطلب :اس ام اس احمدی نژادی ،

در هیچ جای جهان مردم یک کشور برای رئیس جمهوری که خودشان انتخاب کردند این همه جوک نمی سازند
رئیس جمهور یک کشور سمبل و نماد هر کشور است و خصوصیات رئیس جمهور خصوصیات مردم آن کشور را به نمایش می گذارد


اس ام اس و جوک
خواب دیدم خشایارشاه از فرط عصبانیت از فیلم سیصد زنده شده و دارد لشکر جمع می‌کند تا به هالیوود حمله کند. چشمش افتاد به پوستر احمدی نژاد که شالی سیاه و سپید دور گردنش بود. دستش را مشت کرده دهانش باز و دندانها و زبان کوچکش هویدا بود. عقب عقب رفت با لکنت زبان پرسید: آقای بلوچ این تصویر از آن کیست؟! گفتم این حاکم امروز ماست. با دو دست چنان بر فرق کوبید که نقش زمین شد. قبل از رحلت مجدد گفت: آبروی گذشته پیشکش آبروی امروزتان را نجات دهید




اس ام اس و جوک

تركه تو خیابون یه زنه رو ماچ می كرده پلیس میاد میگه چه غلطی داری می كنی میگه: معلم كلاس اولمه



اس ام اس و جوک



اجمدی نژاد
بعد از ۴ سال رییاست جمهوری : کار ما تمومه کسی نمی خواد بره دستشوی؟؟؟




اس ام اس و جوک


ما كه اخرش نفهمیدم، ماست حق مسلم انرزی هسته ایه ، حق مسلم انرژی هسته ای ماسته، حق داریم از ماست انرژی هسته ای بگیریم ، حق مونه از انرژی هسته ای ماست بگیریم ، انرژیمون ماست شد یا ماستمون انرژی داره ، هستمون ماست داره، ماستمون هسته داره، انرژیمون حق داره هسته دار باشه ، هستمون حق داره انرژی داشته باشه، ماستمون حق داره، حقمون ماست داره،



اس ام اس و جوک

از این پس به جای واژه غریب و نا مانوس احمدی نژاد بگویید ... ان زدی نظام



اس ام اس و جوک

احمدی نژاد فرق وسط باز کرده بوده. ازش میپرسند برا چی فرق باز کردی!؟؟!؟! میگه میخوام شیپیشهای (نر و ماده) رو جدا کنم....



اس ام اس و جوک


احمدی نژاد میخواد اونای که از خودش خوشگل ترن را بکشه خوش به حالت زنده می مونی



اس ام اس و جوک


اناخلقناالاحمدی نزاد سهوا"و انا لخلقه لنادمین(همانا ما احمدی نژاد را اشتباهی آفریدیم وازخلقت آن پشیمانیم).. سوره توبه آیه....!!!




اس ام اس و جوک


انرژی هسته ای برو بخواب خسته ایی


شركت چی توز اعلام كرد:هر گونه شباهت ظاهری طرح روی جلد محصولات این شركت با احمدی نژاد اتفاقی است!





اس ام اس و جوک

لنکرانی به احمدی نژاد میگه : ای خشگل تر از پریا * تنها تو کوچه نریا * اصلاح طلبا دزدن * کاپشنتو می دزدن




اس ام اس و جوک

طبق آخرین اطلاعیه سازمان دیده بان حقوق بشر جوراب
اجمدی نژاد به عنوان یکی از سلاحهای کشتار جمعی شناخته شده.


اس ام اس و جوک

فناوری نیروی هسته ای و پیروزی غرور آفرین دانشمندان توانمند ایرانی در زمینه بهره برداری صلح آمیز از انرژی هسته ای رو بی خیال.... خودت چطوری؟؟




اس ام اس و جوک

به تركه میگن: با جام جهانی جمله بساز، میگه: پس انرژی هسته‌ای رو بی‌خیال دیگه؟





به
اجمدی نژاد میگن نظرت درباره شهدا چیه میزنه زیر خنده میگن چرا میخندی میگه احمدی نژاد داره گریه میکنه..!!



اس ام اس و جوک

به رشتیه میگن نظرت در مورد انرژی هسته ای چیه؟
میگه : انرژی هسته ای مثل ناموس می مونه که استفاده صلح امیزش حق مسلم همه ی ماست.





اس ام اس و جوک
امروز درست 1سال و 10 ماه و 2 روز و 5 ساعت و 20دقیقه و 55ثانیه و 7 صدم ثانیه هست که میخوام بگم انرژی هسته ای حق مسلم ماست !!!







ورزش


اس ام اس و جوک

به
اجمدی نژاد میگن نمیخوای تغییری در چهره‌ات ایجاد کنی؟ میگه: نه آخه هنوز دوسال قراردادم با چیتوز مونده



اجمدی نژاد

پیشنهاد داده اسم پژو جی ال ایکس رو بگذارند پژو الف لام میم






بازم جــــــک

اجمدی نژاد
نام مفسدان اقتصادی رو فاش کرد :
اسدی – کلانی – فرج !





اگه گفتی چرا
اجمدی نژاد امسال ساعت رو عقب نکشید .....؟
جان....؟ نمیدونی ....؟ خوب معلومه قدش نمیرسید






اجمدی نژاد
فرق وسط باز می کنه
میگن بابا چه خبره باز تیپ زدی
میگه شپش های نر این طرف
شپش های ماده اون طرف



اس ام اس و جوک


اجمدی نژاد
میره لاس وگاس ، زنگ میزنه به خانمش میگه : فکر کنم شهید شدم ؟! خانمش میگه چرا؟ میگه : آخه اینجا بهشته





شنیدیم که چنگیز خان مغول هر کسی رو که ازش بلندتر بوده میکشته احمدی نژاد هم میخواد هرکسی که ازش خوشکلتر بکشه خوش به حالت نمیمیری




اجمدی نژاد

به 3 دلیل می خواد اسم ایران رو عوض کنه: 1. ایران اسم زنه 2. عراق بهش تجاوز کرده 3. امریکا بهش نظر داره




اس ام اس و جوک

نامه بوش به احمدی نژاد .... قدو بالای تو رعنارو بنازم.چشمای خوشگل و شهلاتو بنازم.تو که خوب نامه میدی.بوی عمامه میدی چرا نمیرقصی





اس ام اس و جوک

اجمدی نژاد
میره چین سخنرانی میکنه میگه من تو دهن آمریکا میزنم .چینیها میگن صلّ الا محمد
روح بروسلی آمد.




اجمدی نژاد

توصیه کرده که همه خرما بخورن می دونی چرا چون هم هسته داره هم انرژی



اس ام اس و جوک


قشنگ ترین آدم دنیا :دکتر محمود احمدی نژاد 3 - پیرترین آدم دنیا : علی دایی 4 - جواد ترین آدم دنیا :بنیامین 5 - با استعداد ترین بازیگر سینمای دنیا : محمدرضا گلزار 6 - بد بخت ترین آدم دنیا : دوست پسر 7 - ورزشکار ترین آدم دنیا (البته در رشته چتر بازی ): دوست دختر 8 - باحال ترین آدم دنیا : من 9 - ضایع ترین آدم دنیا : شک نکن که خودتی




اس ام اس و جوک

در راستای فرمایشات ریاست محترم جمهوری در مورد افزایش جمعیت
شب جمعه به مدت ۴ شب تمدید می شود
و به * ایام احمدیه * معروف می شود !






اس ام اس و جوک

انرژی هسته ای حق مسلم ماست





All of the people say sky is blue
but
I say sky is brown
because
My sky is your eyes


اجمدی نژاد
سخنی از آقای :
مربع اسلام...... سه ضلع دارد....... عشق و ایمان!!!!!

--------------------------------------------------------------------------------


aya dost darid be aarezoye khod beresid?!!!! sobha ke az khaab pa mishin 3baar tekrar konid ( Enerjiye Hastei Haghe MOsalame MAST)..... roozo shabe khobi ra barayetan aarezomandam


--------------------------------------------------------------------------------

!!JADIDTARIN JOMLEYE ASHEGHANE: to enerjie hasteiie mani !!


--------------------------------------------------------------------------------

اجمدی نژاد
اعلام كرد اگر امریكا انرژی هستیه رو از ما بگیره ما هم چند چیز رو از چند نفر میگیرم . دریا كنا ر و از حمیرا ... اصفهان رو از معین ... وطن رو از داریوش ... خیلیج فارس رو از ابی .. آزادی رو از منصور ... ..خدیجه رو از سندی ...آمنه رو از اندی .. و از همه مهمترگتیار شماعی زاد ه رو ازش با لگد پس میگیریم..........


در هیچ جای جهان مردم یک کشور برای رئیس جمهوری که خودشان انتخاب کردند این همه جوک نمی سازند
رئیس جمهور یک کشور سمبل و نماد هر کشور است و خصوصیات رئیس جمهور خصوصیات مردم آن کشور را به نمایش می گذارد
.
چرا ساعت ها را تغییر ندادند؟
اگر گفتین چرا احمدی نژاد ساعت ها رو که هر سال اول مهر یک ساعت جلو می کشیدند، در سال جاری ساعت را دست نزد و جلو نکشید؟
- چون قدش نمی رسید ساعت رو جلو بکشه.
قوانین جدید شطرنج

اجمدی نژاد
شد رئیس فدراسیون شطرنج و این دستورات رو صادر کرد.
1) از این به بعد اسب باید خر بشه.
2) از این به بعد هیچ کس حق نداره در قلعه رو ببنده.
3) از این به بعد به جای شاه، ولی فقیه داریم، اگر کسی بهش کیش بده دستگیر می شه، به هر طرف خواست حرکت می کنه و هر مهره ای رو خواست می زنه.
4) از این به بعد سیدها فقط با مهره سیاه و عوام با مهره سفید بازی می کنن و برای احترام به سادات از این به بعد مهره سیاه بازی رو شروع می کنه.
5) از این به بعد پیاده ها وقتی ولی فقیه در معرض خطر بود می تونن برن به خونه آخر حریف و به جای اینکه وزیر بشن، رئیس جمهور بشن.
بوش و احمد نژاد
بالاخره بوش و احمدی نژاد با هم ملاقات کردند. بوش دست داد و گفت: من بوش ام.
احمدی نژاد گفت: من خودشم.
شهید احمدی نژاد
از هاشمی رفسنجانی می پرسند: بزرگراه تهران کرج کی تموم می شه؟
می گه: انشاء الله یک سال دیگه.
می پرسند: اسمش رو چی می خواهید بگذارید؟
می گه: بزرگراه شهید احم ی نژاد.
بیا به خوابم تا خواب تو ببینم
اگر دلتان می خواهد خواب احمدی نژد را ببینید، چهل روز حمام نروید و چهل شب آشغال ها را سر ساعت نه در خانه بگذارید تا شب چهلم احمدی نژاد به خواب تان بیاید.
رژیم احمدی نژاد
احمدی نژاد دچار سوء هاضمه شده بود و رفت دکتر. دکتر براش رژیم غذایی تجویز کرد و گفت:
اولا: سرخ کردنی زیاد نخور.
دوما: ترشی جات و پیاز و دوغ نخور.
سوما: نوشیدنی گازدار نخور.
چهارما: وقتی می ری شهرستان سخنرانی کنی گه زیادی نخور.
انرژی هسته ای
امدی نژاد به همه ادارات بخشنامه می کنه و می گه از این به بعد چایی رو باید به جای قند با خرما بخورین، چون هم انرژی داره، هم هسته.
صهیونیسم و فلسطین
پسر احمدی نژاد داشت توی خونه فیلم پورنو نگاه می کرد. باباش یک دفعه وارد شد. پسره دستپاچه شد و گفت: بابا! بیا ببین این صهیونیست های بی شرف دارن با این زن فلسطینی بیچاره چی کار می کنن.
کوتوله و دراز
یکی از شگفتیهای دوره ریاست جمهوری احمدی نژاد این بود که کوتوله ترین رئیس جمهور ایران می خواست همه مخالفانش را دراز کند.
دکتر و احمدی نژاد
اگر گفتین فرق احمی نژاد و پزشک چیه؟
- فرقش اینه که آدم وقتی حالش بد می شه دکتر رو می بینه، ولی وقتی احمدی نژاد رو می بینه حالش بد می شه.
احمدی نژاد به بهشت رفت
احمدی نژاد از نیویورک زنگ می زنه به خانواده و می گه: آخرش این آمریکایی ها کار خودشون رو کردن، فکر کنم من شهید شدم. زنش می گه چطور؟ می گه: آخه احساس می کنم توی بهشت هستم، همه اینجا به من احترام می گذارن، پر از حوری و غلمان هست. هر چقدر غذا بخوام می خورم، همه جا سبزه و از همه مهم تر اینکه اصلا شبیه اون جا نیست.
مادر احمد نژاد
مادر احمد نژاد داشت فیلم خبری احمدی نژاد رو از تلویزیون تماشا می کرد. با خودش گفت: چی زائیدیم، چی شد.
و خدا احمدی نژاد را آفرید
یه بار حضرت نوح و حضرت آدم و شیطان با همدیگه حرف می زدن و برای کم کردن روی همدیگه ادعا می کردند. حضرت آدم می گه: من قدبلندترین موجودی هستم که خدا آفریده. حضرت نوح می گه من بیشترین عمر رو در میان آفریدگان خداوند کردم. شیطان هم می گه من زشت ترین موجودی هستم که خداوند آفریده.
قرار می شه سه تائی برن پیش خدا و از خداوند بخوان که درباره ادعای اون ها داوری کنه، اول آدم می ره و بعد از چند لحظه می آد بیرون و می گه: خداوند قبول کرد که من بلندقد ترین موجودی هستم که خدا آفریده.
بعد، حضرت نوح می ره پیش خدا و بعد از چند لحظه می آد بیرون و می گه: خداوند قبول کرد که من بیشترین عمر رو در میان آفریدگان خدا کردم.
بعد، شیطان می ره پیش خداوند و بعد از چند لحظه با عصبانیت می آد بیرون و از اون دو تا می پرسه: این احمد نژاد کیه؟


جمعه 3 مهر 1388

اس ام اس قزوینی

   نوشته شده توسط: سیاوش راد    نوع مطلب :اس ام اس قزوینی ،

پلیس بین الملل اعلام كرد نشون مخصوص میتی كمان توسط قزوینی ها سرقت شده ... مواظب باشید احترام نگذارید

جسد صدام
* سازمان ملل جسد صدام را برای عذاب بیشتر در بین شهدای قزوین دفن کرد
دو رکعت نماز
* قزوینیه میره نماز جماعت زودتر از بقیه از سجده بلند میشه چشمشو که باز می کنه میگه خدایا برای دو رکعت نماز این همه پاداش!!
بزرگترین سد دنیا
* از قزوینی می پرسندبزرگترین سد دنیا چیه میگه: شلوار لی
دعای بدرقه
* دعای بدرقه ی قزوینی ها:خودم پشتت خدا پناهت .
صاحب شركت نوكیا
* میدونستی صاحب شركت نوكیا یه قزوینیه ....ندیدی وقتی گوشیتو روشن میكنی یه نفر دست یه بچه رو میگیره
برف
* یك بنده خدایی اوضاع مزاجیش خراب بوده، هرچی هم دوا درمون میكرده افاقه نمیكرده، خلاصه آخر میره پیش یكی ازین دكترهای گیاهیِ مدرن(!) دكتره هم بهش میگه: ببین عزیز جان، علاج تو اینه كه یك مدت مقعدت رو بگذاری تو برف! از قضا این بنده خدا فردای اون روز یك سفر كاری داشته به قروین و خلاصه تو راه هی تو این فكر بوده كه حالا این وقت سال، برف از كدوم گوری گیر بیارم كه به ماتحتم بمالم(؟!) كه از بخت مساعد، اون شب برف مفصلی تو قزوین میباره. خلاصه قهرمانِ جك ما(!) هم خوشحال و خندان نصفه شب از هتل میاد بیرون و یك نگاه اینور اونور میندازه و میكشه پایین و ماتحت مبارك رو میگذاره تو برف. بعد یك مدت، باخودش میگه حالا كه اینجا برف زیاده بگذار یك بار دیگه بزنم كه دیگه 100% جواب بده. پا میشه، نیم متر اونورتر دوباره ماتحت رو میگذاره زمین. خلاصه محض اطمینان تا نزدیكای صبح همینجور نیم متر -نیم متر ...ون مبارک رو میزنه تو برفا و بعد هم خوشحال و خندان برمیگرده هتل. فردا صبح پا میشه میبینه همه قزوین سیاه پوشیدن و پرچم سیاه از خونه‌ها آویزون كردن و ملت تو خیابون دارن گریه میكنن! از یكی دو نفر میپرسه كه جریان چیه، منتها ملت از شدت بغض و گریه نمیتونستن جوابشو بدن. خلاصه آخر خِرِ یكی رو میگیره، میگه: آقا جون بچه‌هات چی شده؟ یارو با بغض میگه: بالام جان... دیشب وقتی ما خواب بودیم یك گله کان از شهر رد شده هیچ كس نفهمیده!!!
ای بی دین و ایمون
* قزوینیه یك ...ون اساسی بلند كرده بوده و داشته واسه خودش خوش و خرم تو خیابون میرفته كه یهو یك قزوینی نااهل دیگه ...ون رو ازش بلند میكنه. قزوینیه خیلی شاكی میشه، داد میزنه: ای بی‌مروت.. ای بی دین و ایمون.. آخه اون ...ونی كه تو می...نی حلاله؟!!!
آقای ایمنی
* قزوینیه كله سحر از خونه میزنه بیرون دنبال یك چاقال اساسی، آخر شب خسته و كوفته دست از پا درازتر برمیگرده خونه. هنوز از راه نرسیده، یه راست میره شیر گاز رو تا ته باز میكنه، میشینه جلوش. همین موقع رفیقش میاد تو اتاق، وضعیت اینو كه میبینه خیلی ناراحت میشه، میگه: بالام جان، حالا دنیا كه به آخر نرسیده.. امشب كان پیدا نشد، فردا خدا بزرگه! آدم كه نباید زود به فكر خودكشی بیافته!! قزوینیه میگه: خودكشی چیه بالام جان، منتظرم آقای ایمنی بیاد!!!
خوب ستاره‌ها رو نگاه كن
* قزوینیه زن میگیره، شب اول كلی مرام میگذاره و تریپ "لاو"(!) خانوم رو میبره بالاپشتبون و از همون درِ جلو مشغول میشه. زنه هم كلی حال كرده بوده، هی میگفته: چه ماه زیبایی، عجب ستاره‌هایی..! قزوینیه میگه: بالام جان خوب ستاره‌ها رو نگاه كن كه از فردا شب باید گلهای قالی رو بشمری!!!
كمك
* قزوینیه دم غروب می افته دنبال یك پسر ترگل برگل... پسره هم تا میفهمه قزوینیه دنبالشه، سرعتشو زیاد میكنه و میپیچه تو كوچه‌-پس‌كوچه. خلاصه ازین كوچه به اون كوچه.. تا آخر تو یك كوچه بن‌بست گیر میافته. وقتی میبینه گیر افتاده و قزوینیه هم داره با لبخندی بر لب میاد جلو، دهنشو وا میكنه، با همة وجود داد میزنه: كـــمـــــك!! قزوینیه میگه: بالام جان بیخود شلوغ نكن، اینجا اگه كسی هم بیاد كمك، میاد كمك من!!!
قیمت دلار
* تو قزوین دلار دو جور قیمت داره: یكی دلارایه كه دست مردمه و قیمتش بالاتره، یكی هم دلاراییه كه افتاده رو زمین!!
محرم و صفر
* یه قزوینیه میره آفریقا و یه بچه سیاه پوست ورمی‌داره با خودش میاره . بهش میگن این رو واسه چی آوردی؟ میگه اگه خدا قبول کنه واسه محرم و صفر آوردمش
کودک درون
* قزوینیه میره پیش روانشناس میگه آقای دکتر این کودک درون که میگن کجاست؟
گذاشتم تو راه تگری بشه
* تو پلیس راه اتوبان قزوین یه کامیون رو نگه میدارن.میبینن شیشه سمت راننده بازه یه ...ونم ازش بیرونه!! خلاصه میرن جلو به راننده میگن که: مرتیکه فلان فلان شده.این چه وضع افتضاحیه!!! قزوینیه با تعجب میگه: کدام وضع بالام جان؟! مامورا شاکی میشن میگن خودتو به نفهمی نزن.این چیه از شیشه اومده بیرون؟!! قزوینیه میگه: شما هم منو ترسوندین! بالام جان این کان بچست!! گذاشتم تو راه تگری بشه بره قزوین بزنم تو رگ
پیرمرد
* یکروز یه قزوینی یه پیرمرد رو میبره مهدکودک و میگه : لطفا این پیرمرد رو برام خرد کنید
مهمترین عضو بدن
* به قزوینیه گفتند با نمونه جمله بساز ، اونم گفت : مهمترین عضو بدن ، کونمونه
دکتر خسته شدم
* زنه یه قزوینی میره پیش دکتر و میگه اقای دکتر خسته شدم ..شوهرم همیشه از عقب منو می...نه دکتره میگه : این دفعه بگو حامله هستم و از عقب نمیشه شب زنه به قزوینیه میگه : از عقب نمیشه .. حامله ام قزوینی هم میگه خب از جلو می...نم بعد از نیم ساعت قزوینیه شاکی میگه بالام جان ... پس ...ون این بچه کو؟؟؟
شباهت قزوینیا با دکتر اطفال
* شباهت قزوینیا با دکتر اطفال: هر دو تاشون بچه ها رو خوب میکنن
انگشتر
* یه روز یه انگشتر میره قزوین برگشتنی النگو میشه
امام جمعه قزوین
* امام جمعه قزوین فتوا داده از این به بعد در نماز جمعه سجده 14 عدد و ركوع 18عدد باشد.
بسیج قزوین
* اگر نماز گزار بداند كه چقدر از رحمت الهی او را فرا گرفته هرگز سر از سجده بر نمی دارد . ( بسیج قزوین)
بابا برقی
* قزوینیه هیچ كس گیرش نمیاد همه ی چراغ های خونه رو روشن میذاره تا بابا برقی بیاد
كنكور در قزوین
* به گزارش بی.بی.سی هنوز بعد از سه هفته كنكور در قزوین ادامه دارد.زیرا داوطلبین هنوز جرات نكرده اند سوالات را بردارند
کان
* یک قزوینیه به دوستش میگه بابات چیکارست میگه بابام دوکان داره میگه خوش به حالت بابای من یک کان داره.
حرف نداره
• از یک قزوینی میپرسن ...ون چند حرف داره میگه ...ون حرف نداره.
برره
* به قزوینیه می گن می خواهی زن از کجا بگیری میگه: از برره می گن چرا؟ میگه:"چون هرکی زن میگیره از اونجا پیش برادر زنش میخوابه!!!"
بعد از سه سال حق نداریم بچه دار شیم؟
* قزوینیه زن میگیره، شب عروسی برادره زنه بهش میگن: ببین آبجی! اگه این یه شب به تو گفت برگرد، بیا به داشت بگو تا دهنش رو سرویس كنم! زنه هم میگه باشه و میره سرِ خونه زندگیش. بعد از سه سال، یك روز زنه شاكی میاد پیش برادراش میگه: آقا داداش،‌ این بی‌غیرت دیشب به من گفت برگردم! یارو برادره خیلی شاكی میشه، قمه به دست میاد سراغ قزوینیه، میگه: مرتیكه بی ناموس! حالا به آبجی ما میگی برگرده؟! قزوینیه میگه: بالام‌جان یعنی ما بعد از سه سال حق نداریم بچه دار شیم؟!!!
قزوینیه خیلی بچه باز بوده
* قزوینیه خیلی بچه باز بوده، فك و فامیل میگن زنش بدیم بلكن درست شه. خلاصه براش یك زنه خوشگل می گیرند. شب اول كه میره با خانوم تو حجله، وقتی لباساشون رو در میارند، ‌یهو قزوینیه همین جور خشكش می زنه. زنه می پرسه: چی شده؟ حالت خوبه؟ قزوینیه سرشو تكون میده، میگه: بالام جان! این ...ونی كه تو داری، داداشت دیگه چه ...ونی باید داشته باشه!!
براش اِف‌اِف هم گذاشتی؟
* بچه خوشگله موبایل بسته بوده كمرش، قزوینیه میبینه، میگه: واااای! ببم جان براش اِف‌اِف هم گذاشتی؟!!
صف رو چرا بهم میزنید
* قزوینیه تو صف نون بوده ، یه پسر خوشگل هم جلوش واستاده بوده. یه دفعه شاطره میاد بیرون، میگه: نون تموم شد! ملت هم میرن دنبال كار و زندگیشون و صف به هم میخوره. قزوینیه شاكی میشه، داد می زنه:‌ نون تموم شد كه شد! صف رو چرا بهم میزنید!!!
تو ما رو هم كشتی
* یه بابایی چِكِش تو قزوین برمی گرده میفته زندون، با خودش میگه الان اینا ترتیب ما رو میدن، بگذار یكم خالی ببندیم،‌ بلكن بترسند. شروع می كنه میگه: آره من دو نفر رو خفه كردم، تو یك درگیری سه تا پلیس كشتم، شیش تا بی معرفت رو تو یك شب كاردی كردم، همین دیروز هم یك نالوطی رو با ساطور كشتم! یارو قزوینیه بهش میگه: ‌بالام جان تو ما رو هم كشتی!!!
مگه ما خودمون بچه نبودیم
* یارو قزوینیه با پسرش مشغول بوده، پسرش هی جیغ و داد میكرده كه: آاای! بابا نكن! اااوووخ! درد میگیره! قزوینیه شاكی میشه،‌ میگه: خفه شو پدرسگ! مگه ما خودمون بچه نبودیم!!!
خورده‌كاری
* قزوینیه كنار دریا واستاده بوده، ‌می‌بینه یك بچهه داره پشتشو می‌خارونه. میگه: ‌بالام‌جان، خورده‌كاری هم قبول می‌كنیم ها!!
بیمه
*
قزوینیه میاد تهران بواسیرشو عمل میكنه، بعد میره شركت بیمه كه پولشو بگیره، اونجا بهش میگن چون شما تو قزوین بیمه هستید، باید برید همونجا پولتون رو بگیرید. خلاصه قزوینیه هم برمیگرده قزوین، میره شركت بیمه میگه: بالام جان من تهران عمل جراحی داشتم، گفتن بیام اینجا پولمو بگیرم. مسوول اونجا ازش میپرسه: شما كجاتون رو عمل كردین؟ قزوینیه میگه: بواسیرم رو. یارو میگه: اِهكی! بالام جان بیمه كه پول عمل زیبایی رو نمیده!!!
سوراخ لایه ازون
* قزوینیا یك ماهواره میفرستن فضا كه دنبال سوراخ لایه ازون بگرده!!!
دست كردم تو جیبم دیدم 50 تومن بیشتر ندارم
* قزوینیه یه بچه خشگل بلند كرده بوده، پای معامله كه میرسن قزوینه میگه: ببین بالام جان، اگه بزاری توش بزارم 50 تومن بت میدم اگر هم بزاری لاش بزارم 100 تومن بت میدم. بچهه هم پیش خودش میگه: عجب نرخ خوبیه! بزار یه لاپا بهش بدیم 100 تومن كاسب بشیم. خلاصه تا وارد عمل میشن قزوینیه امونش نمیده و تا دسته می..نه تو ماتحت بچه مردم! پسره هم بدبخت با هزار مكافات خودشو میكشه بالا میگه: خوار...سده مگه قرار نبود لا پام بذاری؟! پس چرا ...ردی توش؟! قزوینیه میگه: بالام جان به جون تو دست كردم تو جیبم دیدم 50 تومن بیشتر ندارم!!!
انتخابات مجلس
* تو قزوین داشتن درمورد انتخابات مجلس گزارش تهیه میكردن، یارو گزارشگره از یك پیر مردِ بازاری میپرسه: به نظر شما با صلاحیت‌ترین كاندید این دوره كیه؟ حاج آقا میگه: بالام جان این روزا هر علف بچه‌ای مدعیه كه كان دیده، ولی الله وكیلی هیشكی تو كل قزوین قدر این حسین آقا آمپول زن كان ندیده!!!
اصغر؟ بابا تویی؟
* قزوینیه بدجوری حشری شده بوده، میره وامیسته سركوچشون،‌ اولین بچه ای كه داشته رد میشده رو میكشه كنار، ‌شروع میكنه به كار خیر. بچه هم شروع می كنه به گریه و جیغ و داد. قزوینیه با خودش میگه: بگذار یكم باهاش حرف بزنیم،‌ سرش گرم شه، ‌صداش بخوابه. بر می گرده به بچهه میگه: بالام جان شما تو كدوم كوچه می شینید؟ بچه همینجور كه داشته گریه می كرده،‌ میگه: ...اِهه! ‌ تو همین كوچه ...اِهه!. . قزوینیه میگه:‌ بالام جان،‌ پلاك خونتون چنده؟ میگه: اِهه ..اِهه..پونزده.. قزوینیه میگه: اِ؟ بالام جان، كدوم طبقه؟ بچهه میگه: ..اِهه.. طبقه سوم. قزوینیه با تعجب میگه: اصغر؟ بابا تویی؟!! چرا مدرسه نرفتی؟!!!
نقطه
* یه نقطه میره قزوین وقتی برمیگرده میشه صفر!!!
زیبا سازی
* به دستور شهرداری قزوین در راستای زیبا سازی شهر از این به بعد زنگ منازل روی زمین نصب می شود
می دونی قزوینیا چطوری شام می دن؟
* می دونی قزوینیا چطوری شام می دن؟ صندلی میزارن منتها سفره را روی زمین پهن می کنند!!!
خسرو و فرهاد
* قزوینیه 7 جلد مثنوی می نویسه اسمشو می گذاره خسرو و فرهاد...
برق گرفتگی
* تو قزوین صف نون ایستاده بودند، سیم برق می افته روی نفر اول همه صف رو برق میگیره

عروسی
* قزوینیه عروسی میكنه رو كارت عروسی میزنه آوردن یچه الزامیاست
سازمان سنجش
* سازمان سنجش اعلام می كند كه هیچ قزوینی حق ندارد پشت كنكور بماند
جایزه تبرک
* جایزه تبرک در قزوین یک سال استفاده مجانی از حمید!!!
کمک
* قزوینی یه بچه ای راتوی بمبست گیر می اندازه . بچه که می بینه راه فرار نداره شروع میکنه به داد زدن و کمک خواستن. قزوینی یه میگه : اگه بیان ، می آن کمک من. نه کمک تو!!!
تصادف
* قزوینی با ماشینی تصادف کرد و وقتی از ماشین پیاده شد شروع به وارسی پشت ماشین کرد. از او پرسیدند: بابا تو از جلو به یه ماشین زدی آنوقت پشت ماشینو وارسی می کنی ؟ قزوینی گفت: آخه میگن وقتی پیکان تصادف میکنه 100000تومن از کونش می افته!!!
پیکان بهتر است یا بنز ؟
* از قزوینی پرسیدند: پیکان بهتر است یا بنز ؟ قزوینی با قاطعیت گفت : پیکان از او پرسیدند : چرا ؟ گفت : آخه پیکان آخرش ( کان ) دارد ولی بنز که آخرش (کان) ندارد!!!
جوایز قرعه‌كشی بانك صادراته
* یك بابایی میره قزوین، میبینه ورودی شهر یك بچه آویزون كردن! یكم میره جلوتر، میبینه بالای میدون اصلی شهر هم سه تا دیگه بچه آویزونه! خلاصه اساساً كف میكنه، از یكی میپرسه: جریان این بچه‌ها چیه؟ قزوینیه میگه: بَبَم جان، اینا جوایز قرعه‌كشی بانك صادراته!!!
قزوینیه میمیره
* قزوینیه میمیره. تا چند هفته بعد مرگش، زنش هر روز میرفته سر قبرش و در حین گریه و زاری هی ماتحت مباركش رو میمالونده به قبر یارو! ملت بهش میگن: بابا این چه كاریه میكنی؟! قباحت داره! زنه میزنه زیر گریه، میگه: خدا بیامرزدش، همیشه میگفت: بالام‌جان این كان مرده رو زنده می كنه!!!
جرج بوش
* یه روز جرج بوش رو دعوت می كنن قزوین كه سخنرانی كنه ... همه قزوینیها میان تو خیابون كه استقبالش كنن شعار میدادند كه ... دسته گل محمدی بچگی هات می آمدی
آماده شو
* قزوینیه مریض میشه میره دكتر.دكتره براش آمپول تجویز میكنه.قزوینیه با خودش فكر میكنه كه آمپولرو بره كجا بزنه كه كاری دستش ندن.خلاصه كل قزوینو زیرو رو میكنه تا بالاخره یه تزریقاتی پیدا میكنه كه آمپول زنش یه پیر مرده بوده.میره و با خیال راحت میخوابه رو تخت كه آمپول بزنه میبینه كه پیرمرده آب مقطرو باز میكنه و با آمپول قاطی میكنه یه دفعه محتویاتو میخوره و به قزوینیه میگه آماده شو
بالام جان، مام همشهری هستیم
* قزوینیه داشته از میدون انقلاب رد میشده، می‌بینه از پنجره طبقه سوم یه خونه یه ...ونِ سفید و تپلی زده بیرون! خلاصه میره زنگ میزنه میگه: بالام جان، مام همشهری هستیم، هوام گرمه، این درو بزن بیایم بالا بالاخره صواب داره! یارو میگه: برو بالام جان خدا روزیتو جای دیگه بده!‌ ما خودمان اینجا 5 نفریم، کانِ بچه داغ کردست گذاشتیم خونک شود
غم انگیزترین نقاشی تو دنیا
* به قزوینیه میگن غم انگیزترین نقاشی تو دنیا بكش!!!!!!!! یه ...ون بی سوراخ میكشه
حالا بـِکـِش
* قزوینیه میمیره, به علت عظمت معامله، هركار میكردن نمیتونستن تو قبر جاش بدن. دَست آخر ...یر آقارو میبرن و میکنن تو مقعدش و بعد هم خاکش میکنن. چند وقت بعد زنش میاد پای قبرش میگه: مَرد یادته میگفتم کلفته؟! حالا بـِکـِش
قزوین
* ژاپنی‌ها به قزوین میگن: تا تاشی توشه!!
سرباز قزوینی
* یه سرهنگ میره تو پادگان می بینه همه بدون شرت راه میرن میپرسه اینجا چه خبره میگه ن یه سرباز قزوینی فرار کرده براش تله گذاشتیم
داداشمه
* قزوینیه داشته تو یک خرابه یه پسره رو می...رده، یهو ماشین کمیته سرمی‌رسه. افسره بهش میگه: پدرسوخته! داری چه غلطی با بچه مردم می‌کنی؟! قزوینیه شاکی میشه، میگه: به تو چه، داداشمه
فتوای مراجع قم
* آخرین فتوای مراجع قم صادر شد :احتیاط واجب بر آن است که مسافر در قزوین نماز را نشسته بخواند
نفرین 2006
* نفرین 2006 : الهی تو قزوین بند کفشت وا شه
اونقدر شیرینه كه قاچ خورده
* یك هیئت از محققینِ كشورهای مختلف جمع شده بودن، در مورد ضرورت قاچ ماتحت برای بدن مباحثه میكردن. اول یكی از انگلستان میاد، میگه: این مشخصاٌ به منظور اینه كه ستون فقرات موقع نشستن راحت‌تر باشه. بعدی از آلمان بوده، میگه: این قاچ برای اینه كه عمل دفع راحت‌تر صورت بگیره. خلاصه هركدوم یك چیزی میگفتن، آخر نوبت قزوینیه میشه، با یك حال عاشقانه میگه: بالام جان، این كان اونقدر شیرینه كه قاچ خورده!!!
شیطون و قزوینی
* نزدیكهای آخرِ زمون، شیطون دیگه همه ملت دنیا رو گول زده بود، فقط مونده بود یك پیرمرد قزوینی. خلاصه یك شب شیطون همه بساط لهو و لعب و فسق و فجور رو میریزه تو یك چمدون، میره در خونة قزوینیه میگه: پدرجان، من یك مقدار تریاك فرد اعلا دارم، پایه‌ای باهم بكشیم؟ قزوینیه میگه: نه ببم جان، من اهل تلخكی نیستم. شیطون میگه: اتفاقاً دو بطر عرق خوبی هم دارم، یك پیاله بزنیم؟ قزوینیه میگه: نه ببم جان، من اهل آبكی هم نیستم. خلاصه هی شیطون بساط لهو و لعب ردیف میكنه: خانوم؟ فیلم سوپر؟ علف؟ قزوینیه هم میگه نه ببم جان، من اهلش نیستم. آخر شیطون شاكی میشه، میگه: جاكش پس تو اهل چی هستی؟! اهلش هستی ...ون من بگذاری؟! قزوینیه یهو گل از گلش شكفته میشه، میگه: آره ببم‌جان، اهلش هستم! خلاصه شیطون دولا میشه و قزوینیه یك دور اساسی درش میماله. بعد كه كارشون تموم میشه، شیطون خوشحال و خندان یك لیست بلند و بالا در میاره، اسم قزوینیه رو از توش خط میزنه، میگه: هاهاها! فقط تو مونده بودی كه گول نزده بودم، كه تورو هم گول زدم. قزوینیه هم با لبخند یك لیست بلند و بالا در میاره، اسم شیطون رو از توش خط میزنه، میگه: ببم‌جان تو دنیا فقط كان تورو نـ...رده بودم، كه ...ردم!!
مردم خیر
* ورامینیه و قزوینیه داشتن باهم گپ میزدن ، ورامینیه میگه: تو شهر ما رسمه مردم خــَـیر شب جمعه‌ها با یك سینی حلوا وامیستن جلو پیاده رو، هركی رد میشه یك انگشت میگیره و شیرین‌كام میشه. قزوینیه میگه: ببم جان، اتفاقاً ما هم تو شهرمون یك رسم شبیه این داریم. شب جمعه‌ها مردم خــَـیر با یك سینی وازلین وامیستن تو پیاده رو، هركی رد میشه یك انگشت برمیداره و كامروا میشه!!

قزوینی
جسد صدام
* سازمان ملل جسد صدام را برای عذاب بیشتر در بین شهدای قزوین دفن کرد
دعای بدرقه
* دعای بدرقه ی قزوینی ها:خودم پشتت خدا پناهت .
سازمان سنجش
* سازمان سنجش اعلام می كند كه هیچ قزوینی حق ندارد پشت كنكور بماند
کمک
* قزوینی یه بچه ای راتوی بمبست گیر می اندازه . بچه که می بینه راه فرار نداره شروع میکنه به داد زدن و کمک خواستن. قزوینی یه میگه : اگه بیان ، می آن کمک من. نه کمک تو!!!

جایزه تبرک
* جایزه تبرک در قزوین یک سال استفاده مجانی از حمید!!!
قزوینیه یه كیسه برنج تبرك میخره درشو باز میكنه میگه اِ اِ اِ اِ اِ ..... پس حمیدش كو؟؟؟؟؟؟؟؟


جایزه تبرك در قزوین ... یك سال استفاده رایگان از حمید.!!!!
جایزه ی بانک های قزوین:نفر سوم ۵کودک نفر دوم ۱۰کود نفر نفر اول کلید طلایی یک مهد کودک


به قزوینیه میگن یه خاطره خوب بگو یه خاطره بر..میگه:خاطره بد.شب بود بچه بودم..خاطره خوب:شب بود بچه بود


یه قزوینیه توی صف آخر نماز جمعه بوده، تو سجده آخر، یه کم زودتر از بقیه بلند میشه، یه دفعه با هیجان میگه: خدایا، تو چقدر رحیمی آخه بخاطر این دو رکعت نماز من لایق این همه نعمت نیستم


♣♣ سرخ پوستها موقع حمله به قزوین میگن: آكومبا، بومبا، یاكومبا! وقتی كه از حمله بر می‌گردند میگن: نكن بابا، نكن بابا

♣♣ قزوینیا به فرهنگستان لغت فارسی اعتراض میكنن كه چرا شما به "ن" میگین نون ولی به "ك" میگین كاف!!

♣♣ از یه قزوینی می پرسند کو ن چند حرف در جواب قزوینی میگه کو ن اصلا حرف نداره!
♣♣ سه كار غیر ممكن: شالیكاری در قزوین، تشخیص هویت در رشت، آدم شناسی در اردبیل
♣♣ یه بچه تو قزوین گیر می‌افته، یه تاس بهش میدن و میگن: اگه 1 تا 5 بیاری ترتیبتو میدیم، میگه: اگه 6 بیارم چی؟ میگن: جایزه‌‌ات اینه كه یه بار دیگه باید تاس بنداری!


♣♣ قزوینیه داشته تو خونش ترتیب بچهه رو میداده٬ بچهه هم حین عمل داشته باگلهای قالی بازی میكرده قزوینیه شاكی میشه٬میزنه توسر بچه میگه:بالام جان٬دل به كار بده!
♣♣ یه بچه تو قزوین گیر می‌افته، یه تاس بهش میدن و میگن: اگه 1 تا 5 بیاری ترتیبتو میدیم، میگه: اگه 6 بیارم چی؟ میگن: جایزه‌‌ات اینه كه یه بار دیگه باید تاس بنداری!
♣♣ توی قزوین قیمت یك ساعت بازی بیلیارد 150 تومان است ولی قیمت یك ساعت تماشای بازی بیلیارد 3500 تومان!
♣♣ یه قزوینیه یه ک..ن میذاره تو ویترین قیمت می ذاره 2 میلیون تومان .میگن چرا اینقدر گرون؟میگه ماله یه خانوم دکتر بوده فقط باهاش می گوزیده
♣♣ قزوینیه . تو آینه یه نیگا به باسن خودش میکنه ....میگه .سالها دل طلب جام جم از ما میکرد ...وآنچه خود داشت ز بیگانه تمنا میکرد ...
♣♣ یه تهرانیه میره قزوین خونه دوستش . تا میاد زنگ خونه را بزنه .کار طرفو میسازنن!!!!!!!!!!!! باز تا میاد زنگ بزنه همین اتفاق میافته . چند بار این اتفاق میفته . عصبی میشه میاد از کوچه بیرون . میبینه اسم کوچه را نوشتن کوچه شهید دست غیب
♣♣ آخرین فتوای مراجع اعلام شد: احتیاط واجب در این است كه مسافر در قزوین، نماز را بدون ركوع و سجده بخونه!
♣♣ توی قزوین مسابقه كاریكاتور بوده، یه كاریكاتوریست تصویر باسن رو بدون سوراخ می‌كشه، قزوینیا به سه جرم توی دادگاه محاكمه‌اش می‌‌كنن:



♣♣ شجاع‌ترین مرد جهان كیست؟امام جمعه قزوین
♣♣ قزوینیه می میره روحش به سمت سوراخ لایه ازن پرواز میكنه! .
♣♣ می دونی قزوینیا چطوری شام می دن؟ صندلی میزارن منتها سفره را روی زمین پهن می کنند!!!




♣♣ بچه خوشگله موبایل بسته بوده كمرش، قزوینیه میبینه، میگه: واااای! ببم جان براش اِف‌اِف هم گذاشتی؟!!
♣♣ قزوینیه زن میگیره، شب عروسی برادره زنه بهش میگن: ببین آبجی! اگه این یه شب به تو گفت برگرد، بیا به داشت بگو تا دهنش رو سرویس كنم! زنه هم میگه باشه و میره سرِ خونه زندگیش. بعد از سه سال، یك روز زنه شاكی میاد پیش برادراش میگه: آقا داداش،‌ این بی‌غیرت دیشب به من گفت برگردم! یارو برادره خیلی شاكی میشه، قمه به دست میاد سراغ قزوینیه، میگه: مرتیكه بی ناموس! حالا به آبجی ما میگی برگرده؟! قزوینیه میگه: بالام‌جان یعنی ما بعد از سه سال حق نداریم بچه دار شیم؟!!!



♣♣ قزوینیه میمیره، اون دنیا به علت 70 سال بچه‌بازی مستمر میندازنش قعر دوزخ، پیش اژدهای دو سر! یك مدت میگذره طبقه‌های دیگه جهنم هی صدای آه و اوه و داد و بیداد می‌شنیدن. بالاخره دو سه تا از فرشته‌ها میرن پیش رئیس جهنم میگن: این بیچاره گناه داره، بگذار از پیش این اژدها بیاریمش بیرون. اونم میگه باشه. همچین كه در سلول قزوینیه رو باز می‌كنن، اژدهای می‌زنه بیرون، حالا ندو كی بدو! فرشته‌ها بهش میگن: ‌بابا خجالت بكش! آخه چرا داری در میری؟ اژدهای میگه: بابا این دهن منو سروریس كرده! الان دو ماهه گیر داده كه: بالام‌ جان تو كه دو تا سر داری، پس اونی كی كانت كجاست؟!!



♣♣ قزوینیه 7 جلد مثنوی می نویسه اسمشو می گذاره خسرو و فرهاد...
♣♣ یه عارف قزوینـــی میگه: تا امید هست، آرزو نخواهم كرد
♣♣ یه نفر رو کار یه زنه بود , یه دفعه شوهرش رسید یارو از پنجره پرید بیرون افتاد تو یه سطل آشغال بزرگ و کونش از سطل بیرون بود , یه قزوینی از اونجا رد میشد کون و دید رفت طرفش , یه دست بهش کشید و گفت: ببین این مردم چقدر اسراف میکنند این کون حالا حالاها کار میکنه
♣♣ قزوینیه عروسی میکنه توی کارت عروسیش می نویسه: آوردن اطفال الزامیست!!!!!!!!!!!!!
♣♣ به قزوینه میگن یه خاطره خوش تعریف کن! میگه: منو یه بچه و یک کوچه بن بست!! میگن یک خاطره بد تعریف کن: میگه: منو بچگیو یه کوچه بن بست!
♣♣ شعر و آهنگ عروسی در قزوین: " عزیزم بگو برمیگردی!!"
♣♣ یارو تیمساره از تهران میره اردبیل سركشی، می‌بینه همه جای شهر مامورین نیروی انتظامی شلوارا رو كشیدن پایین و قنبل كردن! یارو خیلی عصبانی می‌شه، میره پیش رئیس اون حوزه میگه:‌ خاك بر سرتون! این چه افتضاحیه؟!‌ چرا همه سربازا تو شهر كون برهنه قنبل كردن؟! یارو میگه: یواش قربان! یك قزوینیه از زندان فرار كرده،‌ ما براش تله گذاشتیم!!!
♣♣ قزوینیه تو بستر مرگ افتاده بوده، همه خانواده و دوست و آشنا دورش جمع می‌شن، میگن: حاج آقا، وصیتی نداری؟ قزوینیه با حال زار میگه: بالام‌جان..اوهو...‍وصیت می‌زنم...اوهو..اوهو... بعد ازمرگم...اوهو...جسدم رو بسوزونید...ازش پودر بچه درست كنید!!!
♣♣ قزوینیه میگن: چرا توی سمینار شركت نكردید؟ میگه: بابا، سمینار كیلو چند؟ یه كنفرانسی، كنگره‌ای، كنفدراسیونی، چیزی بود خبرم كنید!
♣♣ یه مدت مردم به روحانیت پشت میكنن،‌ قزوینیا همه میرن روحانی میشن!!!
♣♣ میپرسه: سفیده؟ یارو میگه: بله. میگه: بالامجان کان است؟! یارو میگه: نه جانم، کان نیست! قزوینیه میپرسه: وسطش چاك داره؟! یارو میگه: آره. میگه:آهااا! فهمیدیم..بالام جان کان است؟! یارو میگه: باباجان من كه گفتم نه! کان نیست! قزوینیه میگه: سوراخ داره؟! یارو میگه: نه. قزوینیه میگه:اَاا... بالام جان این چه کانیه كه سوراخ نداره؟!!!
♣♣ به قزوینیه میگن یه جمله عاشقانه بگو.... میگه: برگرد
♣♣ قزوینی با پدرش از تو قبرستون رد مشدن .پدرش یه چیزی از رو زمین بر می داره بوس می کنه میزاره کنار ...پسره میگه نان بود ...؟؟؟..پدرش میگه ..نه ...استخون کان بود .............
♣♣ جوایز بانک تجارت قزوین : 1. هفت پسر هفت ساله برای نفر سوم 2. 14 پسر 14 ساله برای نفر دوم 3. کلید طلایی مهد کودک برای نفر اول!!!
♣♣ تو قزوین داشتن در مورد انتخابات مجلس گزازرش تهیه می کردن، یارو گزارشگره ازیه پیرمرده بازاری می پرسه:به نظر شما با صلاحیت ترین کاندید این دوره کیه؟ پیرمرده می گه :بالام جان این روزا هر الف بچه ای مدعیه که کان دیده ، ولی تا حالامثل حسین آقا آمپول زن کان ندیده!!!!
♣♣ از قزوینیه می پرسن از کدوم بازیکن خوشت میاد ؟ میگه : از الیور کان!!!
♣♣ به قزوینیه میگن یه آهنگی بخون که خیلی باهاش حال می کنی، می گه:کبوتر بچه کرد ، کاش بودی می دیدی!!!
♣♣ قزوینیه یك كـون اساسی بلند كرده بوده و داشته واسه خودش خوش و خرم تو خیابون میرفته كه یهو یك قزوینی نااهل دیگه كـون رو ازش بلند میكنه. قزوینیه خیلی شاكی میشه، داد میزنه: ای بی مروت.. ای بی دین و ایمون.. آخه اون كـونی كه تو میكنی حلاله؟!!
♣♣ یک قزوینی انگشتش میشکنه. سکته میزنه و میمیره!
♣♣ محبوبترینهای قزوین: 1)محبوبترین خواننده: حامدحاکان 2)محبوبترین مکان:دُکان 3)محبوبترین ماشین: پیکان 4)محبوبترین فوتبالست: اّلیور کان 5)محبوبترین سازمان: حمایت از کودکان 6)محبوبترین شهر: اردکان 7)محبوبترین حیوان: پلیکان
♣♣ تو ماه رمضون قزوینیه یه بچه خوشگل گذاشته بوده جلو دوچرخش داشته خوش و خندان میرفته. رفیقش بهش میگه: اصغر! بالام جان بیخیال، ماه رمضونه! قزوینیه میگه: خودم میدونم بالام جان! منم اینو برا افطار میبرم!!!
♣♣ بچه قزوینیه صبح پامیشه به باباش میگه : بابایی، بابایی! مامان دیشب جایی میخواست بره؟ قزوینیه میگه: نه بابا‌جان. بچهه میگه: پس چرا هی بهش میگفتی برگردعزیزم، برگرد عزیزم!!
♣♣ روی دروازه قزوین نوشتن: پشت‌گرمی شما مایه دلگرمی ماست!!
♣♣ قزوینیه شب اول عروسی با خانومش میره تو حجله بعد میگه حرفای عاشقانه بزن زنش میگه تو شروع کن قزوینیه میگه باشه داداشت خوبه؟
♣♣ قزوینیه میره مسجد وقتی می رن رکوع سکته می کنه
♣♣ به دستور شهرداری قزوین در راستای زیبا سازی شهر از این به بعد زنگ منازل روی زمین نصب می شود
♣♣ قزوینیه بدجوری حشری شده بوده، میره وامیسته سركوچشون،‌ اولین بچه ای كه داشته رد میشده رو میكشه كنار، ‌شروع میكنه به كار خیر. بچه هم شروع می كنه به گریه و جیغ و داد. قزوینیه با خودش میگه: بگذار یكم باهاش حرف بزنیم،‌ سرش گرم شه، ‌صداش بخوابه. بر می گرده به بچهه میگه: بالام جان شما تو كدوم كوچه می شینید؟ بچه همینجور كه داشته گریه می كرده،‌ میگه: ...اِهه! ‌ تو همین كوچه ...اِهه!. . قزوینیه میگه:‌ بالام جان،‌ پلاك خونتون چنده؟ میگه: اِهه ..اِهه..پونزده.. قزوینیه میگه: اِ؟ بالام جان، كدوم طبقه؟ بچهه میگه: ..اِهه.. طبقه سوم. قزوینیه با تعجب میگه: اصغر؟ بابا تویی؟!! چرا مدرسه نرفتی؟!!!
♣♣ قزوینیه خیلی بچه باز بوده، فك و فامیل میگن زنش بدیم بلكن درست شه. خلاصه براش یك زنه خوشگل می گیرند. شب اول كه میره با خانوم تو حجله، وقتی لباساشون رو در میارند، ‌یهو قزوینیه همین جور خشكش می زنه. زنه می پرسه: چی شده؟ حالت خوبه؟ قزوینیه سرشو تكون میده، میگه: بالام جان! این ...ونی كه تو داری، داداشت دیگه چه ...ونی باید داشته باشه!!
♣♣ یارو میره قزوین و بر میگرده. ازش می پرسند: چی شد، بلایی سرت نیومد؟ كاریت نكردن؟ میگه: نه بابا خیلی هم خوب بود. ما رو بردن خونشون، بهمون غذا دادن، شب هم با هم نشستیم عرق خوردیم و خلاصه خیلی هم حال داد. بهش میگن: بابا خوب فكر كن ببین كاری باهات نكردن؟ یارو دوباره میگه: نه والله، هیچی نشد، من كه چیزی یادم نمیاد... آهان! فقط یك چیزیو من آخر نفهمیدم، من همیشه وقتی عرق میخوردم فردا صبحش سرم درد می‌گرفت، این دفعه نمیدونم چرا فرداش کونم درد میکرد !!!!
♣♣ قزوینیه به دوست دخترش می گه:حالا که هیچ کس خونتون نیست بیام پیشت؟دختره می گه:بیا ولی نمی تونی کاری کنی !می گه:مشکل داری؟می گه نه:اسهال دارم
♣♣ به قزوینیه می گن:چه روزی رو از همه بیشتر دوست داری؟می گه:روزی که دنیا کون فیکون می شه
♣♣ قزوینیه با زنش قهر می کنه شب زنه پشتشو می کنه بهش می خوابه قزوینیه می گه: چه کنم که بد چیزی رو واسه اشتی واسته کردی
♣♣ از یه قزوینی می پرسند کو ن چند حرف در جواب قزوینی میگه کو ن اصلا حرف نداره!

قزوینیه جلو آینه لخت میشه کون خودشو میبینه، میگه: یار در خانه و ما گرد جهان میگردیم
حیوانات 5 دقیقه زوودتر زلزله رو میفهمند! اگه یه وقت فهمیدی ما رو بیخبر نزاری
یه قزوینیه یه پیر مرد رو می بره مهد کودک مگه اینو واسه من خورد کنید



یه روز یه قزوینیه بچشو میبره مدرسه به مدیر میگه اقا این بچه رو تربیت کنین .میگن مگه چی شده .قزوینیه میگه : برداشته رو بخاری عکس کون کشیده .هم انگشت من سوخته .هم دست داییش هم لب بابا بزرگش




یه قزوینیه یه بچه گرفته بود تو دستش و میدویدیه نفر ازش سوال میکنه چی شده میگه فردا امتحان بچه بازی دارم هنوز لاشم باز نکردم


جایزه ی بانک های قزوین:نفر سوم ۵کودک نفر دوم ۱۰کود نفر نفر اول کلید طلایی یک مهد کودک
به قزوینیه میگن یه خاطره خوب بگو یه خاطره بر..میگه:خاطره بد.شب بود بچه بودم..خاطره
خوب:شب بود بچه بود



اگه بین 4 تا قزوینی تو یه اتاق گیر افتادی چیكار میكنی..................؟؟؟؟ نمیخاد فشار بیاری تو كه كاری از دستت بر نمیاد پس سعی كن بهت بدنگذره!!!!!

قزوینیه یه كیسه برنج تبرك میخره درشو باز میكنه میگه اِ اِ اِ اِ اِ ..... پس حمیدش كو؟؟؟؟؟؟؟؟

بچه قزوینیه به مامانش میگه شبا كجا میری بابا انقدر بهت میگه برگرد؟!!

به قزوینیه میگن شما انقدر باحالید واسه خودتون قربانی هم میكنید؟؟ طرف میگه بالام جان واسه ما اسم و فامیل فرق نداره

بچه قزوینیه به مامانش میگه شبا كجا میری بابا انقدر بهت میگه برگرد؟!!


به قزوینیه میگن شما انقدر باحالید واسه خودتون قربانی هم میكنید؟؟ طرف میگه بالام جان واسه ما اسم و فامیل فرق نداره!!!!!!


قزوینه به زنش میگه بیا حرفای عاشقونه بزنیم . خانومش میگه اوكی اول تو شروع كن.......قزوینیه: داداشت خوبه عزیزم؟




تابلوهای بین راهی در 5 کیلومتری شهرها... قم : لطفاً با وضو وارد شوید!... قزوین: لطفاً با رکو وارد شوید!... رشت: از غیرت خود بکاهید!... آبادن: پاریس 5 کیلومتر!... تبریز: پایان تمام محدودیتها
قزوینه به زنش میگه بیا حرفای عاشقونه بزنیم . خانومش میگه اوكی اول تو شروع كن.......قزوینیه: داداشت خوبه عزیزم؟


جمعه 3 مهر 1388

اس ام اس رشتی

   نوشته شده توسط: سیاوش راد    نوع مطلب :اس ام اس رشتی ،

رشتی
به رشتیه میگن زنت چطوری حامله شد میگه حمیـــــــــــــــــــــــد
به رشتیه گفتن خانومتو دیدیم توو ماکسیمای یه مرد غریبه که صدو شصت - 120 تا میرفتن ...رشتیه: این که چیزی نیست که ماکسیما بیشتر از اینا هم میره

♣♣ به رشتیه می گن پسر حسن آقا ترتیب زنتو داده !! می گه : اوووو... ماشاالله چه بزرگ شده

♣♣ رشت زلزله میاد، رشتیه میره بالای سر جنازه زنش ومیگه فقط دیوار روت نخوابیده بود كه اونم خوابید!!!!


♣♣ یه روز رشتیه میره خونه میبینه زنش با یه مرده غریبه ... !بعد میشینه ساكت نگاشون میكنه .بعد از یك ساعت طرف میره.بعد زنه میگه چت بود ما رو نگاه میكردی؟!! ...رشتیه با خوشحالی میگه جنبه رو داشتی خانوم!!!
♣♣ یه روز به یه رشتیه میگن چند تا بچه داری؟ میگه 20 تا میگن اسمشونو چه جوری یاد میگیری میگه اسمشون که چیزی نیست فامیلشون سخته !

♣♣ اخبار دیروز: به یك زن رشتی كه در پارك میدوید تجاوز شد! (اخبار امروز صدها زن رشتی در پارك میدوند!

♣♣ رشتیه 4 روز بعد از عروسی به دوستش میگه : او عجب زنی گرفتم . روز اول رفتم خانه دیدم دیدم با یه مرد خوابیده گفتم کیه ؟ گفت شوهرمه فهمیدم صداقت داره. فرداش دیدم مردها دو تا شدن گفتم اینا کین؟ سرشو انداخت پایین فهمیدم نجابت داره . فرداش رفتم دیدم مردها در خونه صف بستن رفتم جلو گفت برو ته صف . فهمیدم عدالت داره. فرداش رفتم خانه مادرش دیدم اونجام صفه فهمیدم اصالت داره!
♣♣ یه رو به یه رشتی sms میدن که زنت پیشه ماست...رشتیه میگه :گوه تو دهنه هر کس که sms تکراری بفرسته!
♣♣ به رشتیه میگن: شما تا حالا تو صف كسی رو هول دادین؟ میگه: نه، ولی یه بار هول شدم تو صف دادم!!!
♣♣ از زن رشتیه میپرسن:شما موقع عشق بازی با شوهرتون صحبت می كنین؟میگه: اگه زنگ بزنه ، خب آره!!!!!!
♣♣ رشتیه کتاب مینویسه صفحه اولش مینویسه: تقدیم به پدرم که بهترین دوست بابام بود.



♣♣ یه رشتی به دوستش می گه:جات خالی.رفتم خونه دیدم زنم زیر پتوست پتو رو کشیدم .اون هم پتو رو کشید هی من کشیدم ...هی اون کشید اونقدر کشیدیم تا پتو جر خورد !!!!! جات خالی بود.اونقدر سه نفری خندیدیم _
♣♣ از یه رشتیه میپرسن: شما با چه سهمیه‌ای وارد دانشگاه شدی؟ میگه: بنده افتخار میكنم گه فرزند سه تا شهیدم!!!
♣♣ یه رشتی كامیون میخره پشتش مینویسه رسوای عالم مادر
♣♣ به رشتیه میگن بچه داری؟ میگه:والله من نه، ولی خانم داره.........
♣♣ رشتی از زنش میپرسه: تا حالا بغل چند نفر خوابیدی؟ زنش میگه:یكی بغل تو،یكی بغل بابام، یكی بغل مامانم بغل بقیه تا صبح بیدار بودم
♣♣ دختر رشتیه یه دوست پسر داشته هر شب میومده خونشون ترتیب دختر رو میداده. خونه دختره این جور بوده كه از دم پنجره اول دختره میخوابیده بعد برادره، بعد مادره، آخر هم رشتیه. پسره هم هر شب از پنجره میومده همون اول ترتیب دختره رو میداده و میرفته. یه شب رشتیه با زنش دعواش میشه، زنه قهر می كنه میاد كنار پنجره میخوابه. شب طبق معمول، پسره از پنجره میاد تو، همون اول میپره رو زنه و شروع میكنه به کار خیر، یه دفعه میبینه، اِه! این كه دختره نیست! در میاره و میپره رو دختره. رشتیه پامیشه به پسرش میگه: بابا جان بدو در ریم، یه یارو اومده از اون جلو همینجور داره ترتیب همه رو میاد جلو!!!
♣♣ رشتیه بچش زشت در میاد میره تو محل دعوا
♣♣ زن رشتیه شب عروسی می‌پرسه: بلدی چی کار کنی كه؟ رشتیه میگه: آره منتظرم یکی بیاد برم زیر تــــخت
♣♣ رشتیه به زنش میگه عزیزم خوشحالم كه مادر شدی . زنش میگه انشاا... یه روزیم تو پدر میشی
♣♣ توی رشت زلزله میاد رشتیه دوازده روز می گرده تا زنشو پیدا کنه !....آخه نمی دونسته زیر کدوم آوار باید دنبالش بگرده!!!!!
♣♣ رشتیه صبح از خواب پا می شه میبینه چهار تا آجر زیرش گذاشتن زنشو بردن !!!
♣♣ رشتیه بچه دار نمی شد محلشون رو عوض می کنه!
♣♣ یه بار یه رشتیه شب دعا میکنه که حق به حق دار برسه صبح که بیدار میشه میبینه بچه هاش نیستن!
♣♣ از رشتیه میپرسن: چه روزایی با زنت ...؟ میگه: همه روزا بجز پنجشنبه و جمعه‌ها! میپرسن چرا؟! میگه: اووو! پنج‌شنبه جمعه اونقدر شلوغه كه ژتون گیر خودمم نمیاد!
♣♣ رشتی نصفه شب بلند میشه آب می خوره میگه: سلام بر حسین یه نفر از زیر تخت میگه : سلام عباس آقا
♣♣ بچه رشتیه به باباش میگه چرا عکس لخت مامان رو گذاشتی رو صفحه کامپیوتر ؟ باباش میگه هیسسسسسسسس... صداشو در نیار از اینترنت دانلودش کردم



♣♣ زن یه رشتیه دیر میادخونه رشتیه غیرتی میشه میگه تا حالا كجا بودی؟میگه یه مرده تو خیابون بهم تجاوز كرد رشتیه میگه: ده دقیقه تجاوز بقیشو كجا بودی؟



♣♣ رشتیه میره عسلویه كار كنه، زنش ماهی 2 میلیون براش می‌فرسته!
♣♣ میدونید چرا کفش فروشی زنانه توی رشت کم هست؟آخه زناشون سال به دوازده ماه لنگاشون بالاس و زیاد از کفشاشون استفاده نمیکنن!
♣♣ رشتیه به دوستش میگه: زن گرفتم.دوستش میگه: چه جوریه؟ میگه: ناز، توپل، چشم آبی، سفید، موهاش بولند، اصلا بیخیال خودت می آیی میـ..نی می بینی!!!!
♣♣ یه زن و شوهر رشتی بچه دار نمی شدن . درب خونه شون روی پارچه می نویسند . هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم ؟ .....
♣♣ رشتیه به زنش مشكوك بوده، یك بار باید میرفته مسافرت، زیر تخت خانم یك سطل ماست میگذاره و یك گوشكوب هم میبنده به زیر تخت، تا اگه بیشتر از یك نفر رو تخت خوابیدن گوشت كوبه بیاد پایین وماستی شه. خلاصه میره سفر و چهار روز بعد برمیگرده میبینه ماسته دوغ شده
♣♣ رشتیه بچه اش تازه زبون باز کرده بوده بهش میگه : عزیزم بگو بابا بگو بابا!! بچه میگه: اصغر آقا!!
♣♣ آخرین خبر در رشت:فرزندان تك پدر از خدمت معاف شدند ...
♣♣ رشتیه داشته واسه رفیقش تعریف میكرده كه: آره دیروز رفتم خونه دیدم یه جفت كفش دم دره، شك كردم. رفتم جلوتر دیدم یه لباس مردونه هم افتاده رو زمین، بیشتر شك كردم. رفیقش می پرسه: خوب بعد چی شد؟ میگه:هیچی ‌رفتم جلوتر، دیدم یكی از لباسای خانم هم افتاده رو زمین، بدجوری شك كردم. رفیقش میگه: خوب؟! میگه: رفتم در اتاق خواب رو باز كردم... رفیقش میگه: خوب؟!‌ رشتیه میگه: هیچی شكم برطرف شد!!!
♣♣ رشتیا به روز پدر میگن یوم الشک!!!

♣♣ رشتیه عروسی می‌كنه، شب اول با خانوم میرن تو حجله. فردا رفقا ازش می‌پرسن، خوب چطور بود؟ حال داد؟! میگه:‌ اَووو! نخیر، كار یه شب و دو شب و یه نفر دو نفر نیست!!!
♣♣ رشتیه میره خونه میبینه زنش با یك نره خری مشغولند. یارو تا رشتیه رو می بینه می زنه به چاك و با آخرین سرعتش می دوه در می ره. رشتیه هم تا اون ور مازندران فحش میده و دنبالش میكنه. آخر یارو می رسه لب یك پرتگاه، دیگه هیچ راه فراری نداشته، ‌رشتیه هم همین جور عصبانی داشته دنبالش میومده. مرده میگه: غلط كردم! توروخدا منو نكش! رشتیه میگه: هیس! اول اون دمپایی های منو بده!!
♣♣ رفیق رشتیه میاد خونش مهمونی. وارد اتاق كه میشه، میبینه یه تفنگ به دیوار آویزونه. می پرسه: این واسه چیه؟ رشتیه میگه: واسه حفظ ناموس! خلاصه یارو حساب كار خودشو می كنه. شب ردیف تو اتاق خوابیده بودند، زنه میگه: {با خروپف}تفنگ خرابه! دخترش میگه: {خروپف} فشنگ نداره! رشتیه میگه: منم كه خوابم!!!
♣♣ رشتیه و زنش تو خیابون راه میرفتن یه دفعه یه موتور سواره از كنارشون میگذره. رشتیه میگه: كاشكی منم یه موتور داشتم! موتور سواره میشنوه، میگه: دادش اگه میخوای بیا یه دور بزن. رشتیه خیلی حال می‌كنه، موتور یارو رو می‌گیره یك دور میزنه، بعد میاد می‌بینه مرده داره با زنش صحبت میكنه، ‌با خودش میگه: ‌خوبه تا اینا دارن با هم لاس میزنن من یه دور دیگه بزنم!!!
♣♣ رشتیه میخواسته خونشو بفروشه، داشته خونشو به یكی نشون می داده،میگه: این اتاق دخترمه، دراتاق رو باز میكنه میگه: این دخترمه، میبینه یكی هم رو دخترشه، میگه اینم دامادمه! بعد میگه: اونم اتاق خواب خودمونه، در و باز میكنه، میگه: این خانممه،... اینم منم!!!
♣♣ رشتیه میره خونه میبینه یه یارو سبیل كلفته رو زنشه، میگه: ببخشید ‌آقا، شما؟‌ یارو میگه: اكبر آقا سبیل كلفت، كاری داشتی؟! رشتیه میگه: نه قربون، من غلط بكنم! روز بعد میاد میبینه این بار یك بچه سوسوله رو زنشه. میگه: جناب شما؟ میگه: من كامیم، كاری داشتین؟ رشتیه میگه: والله من نه، ولی اگه اكبر آقا بشنوند ناراحت میشند!!!
یه رشتیه می خواد سر مچ زنش رو بگیره با دوستش قلاب میگیره وقتی میره بالا با خنده میاد پایین دو سه بار همین کار رو می کنه تا اینکه دوستش عصبانی میشه میگه خب چیه چرا میخندی؟ میگه آخه تا حالا کون عباس آقا بقالی رو لخت ندیده بودم

یه بار یه رشتیه کتاب می نویسه اول کتابش مینویسه تقدیم به پدرم که دوست بابام بود


رشتیه در خونش تابلو زده بود ورود افراد زیر 18 سال ممنوع گفتن این چیه گفت آووو ناموسه بچه بازی که نیست!!
رشتی نصفه شب بلند میشه آب می خوره میگه: سلام بر حسین یه نفر از زیر تخت میگه : سلام عباس آقا
مامور سر شماری می ره دم خونه رشتیه می گه شما چند نفرید زنه بیرونو نگاه می کنه می گه من مشکلی ندارم شما چند نفرید؟؟؟؟؟؟؟


یه روز یه رشتیه دعا میکنه که حق به حق دار برسه صبح پامیشه میبینه که هیچ کدوم از بچه هاش نیستش
رشتی میره خونه میبنه یكی رو زنشه میگه توكی هستی میگه من خلبانم اینجا سقوط كردم رشتی میگه ریدم تواین شانس دیروزهم دوتا قواص تو وان حموم بود




رشتیه میگن زنت چطوری حامله شد میگه حمیـــــــــــــــــــــــد
..
رشتیه سراسیمه می یاد خونه می گه: اهاااااااااااای اونی که داری خانوم منو……..یارو می ترسه از اتاق می یاد بیرون . رشتیه می گه دم در کارت دارن


جمعه 3 مهر 1388

اس ام اس سرکاری

   نوشته شده توسط: سیاوش راد    نوع مطلب :اس ام اس سر کاری ،

یادته اون دفعه اومدی دستمو گرفتی بردی یه جای خلوت!

تندی شلوارت رو کشیدی پایین!!

منم هر چی آب داشتم ریختم لای پات!

(برگی از خاطرات یک آفتابه!!)

 

 

یاد آر كه شلوار تو را در كردم . یك عضو ز اعضای تو را تر كردم.

(بی ادب منحرف نشو منظورم آمپوله)

یك لوله پر از آب نهادم به درت .هرچه تو جیغ زدی فروتر كردم.

 

 

 

دختره به پسره میگه: میخوای جاییكه آمپول زدم رو ببینی؟ پسره میگه: آره. دختره میگه: همین تزریقاتی روبرو

 

 

 

 

 

 

 

اگه گفتی اون چیه كه مردا در میارن ، زنا می خورن ؟

.

.

.

.

ای بی ادب

اون یه لقمه نون حلاله

 

 

 

 

 

 

عسلم، گلم، نازم، عمرم، جونم، قشنگم، نفسم، عشقم، قربونت بشم، دورت بگردم. اینا رو تمرین می کنی منو دیدی بهم بگی

 

 

 

 

 

زندگی را از تو نام برده اند !

ز : زاویه نگاه تو

ن : نوای کلام تو

د : درگاه ابروی تو

گ : گیسوی پریشان تو

ی : یارو سر کاری

 

 

 

 

 

 

تو در قلب منی

در خون منی

رفتم دکتر گفت انگل داری

 

 

 

 

به ترکه اس ام اس میرسه با ذوق میخونه فک میکنه جوکه

اما خیط میشه

مثه الانه تو

 

 

 

 

 

 

ساعت 3امشب قراره عقب مونده ها شفا بگیرن اس ام اس زدم خواب نمونی

 

 

 

 

 

 

به یک دختر خانم جـــــوان و تحصیلکرده مســـلط به زبان فرانسه, خوش برخورد و خوش بیان با ظاهری آراسته و آشنا با موسیقی کلاسیک و تبحر در نواختن پیانو , جهت نظافت منزل نیازمندیم

 

 

 

 

 

 

گرد و خاک تنهایی دلم را با جاذبه نگاهت زدودی ،

خانه قلبم را از غم پاک کردی،

حالا که زحمت می کشی ، یه دسمال هم روی میز بکش !

 

 

 

 

 

 

 

 

برو پایین منو میبینی!

.

.

.

.

.

تنبل ،دیر اومدی ، رفتم !

 

 

 

 

 

 

 

این اس ام اس رو تا حالا برای کسی نفرستادم...

.

.

.

.

.

.

پس واسه تو هم نمیفرستم.

 

 

 

 

 

 

 

شب به یاد تو از خواب بیدار می شم ، به در و دیوار می خورم و با هزار دردسر به تو میرسم

.

.

.

.

ای دستشویی ......

 

 

 

 

 

 

 

 

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||| مشترک گرامی دسترسی به این اس ام اس امکان پذیر نیست!!!!(همراه اول)

هیچکس تنها نیست

 

 

 

 

 

 

 

 

یه روز یه فرشته سراغم اومد و ازم خواست كه از بین گل و گلدون، یكی رو انتخاب كنم، من هم گلدون رو انتخاب كردم تا تو رو توش بزارم، آخه كودی بهتر از تو پیدا نمیشه

 

 

 

 

 

 

 

 

l:لنگه تو پیدا نمیشه

.

.

.

o:عمرمی

.

.

.

v:وجودمی

.

.

.

e:انگار اس ام اسو اشتباهی فرستادم ببخشین!!!